105 بازدید بهمن, ۱۳۹۷ اساتید و بزرگان, تلنگر, حدیث, عکس نوشته

به راستی آیا لذت زود گذر بردن از یک گناه به چشیدن کیفر آن، هم در دنیا و هم در عقبا می ارزد؟!

از آن طرف، زحمتی کوتاه برای جسم، در ازای پاداش ابدی آن چطور، نمی ارزد؟

البته که از برای وجه الله و در جهت تقرب به خداوند اعمال نیک را انجام و از گناهان پرهیزیدن بسیار بیشتر ارزش دارد، اما معامله گر بودن و از برای رسیدن به بهشت تلاش کردن نیز می تواند زمینه ی عشق الهی و تقرب الی الله باشد…

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را

تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را

نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم

چو در این دور خرابم چه کنم دور زمان را

ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم

نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و مکان را

ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم

چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

چو نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را

چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز شبان را

چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی

خنک آن جا که نشستی خنک آن دیده جان را

ز تو هر ذرت نشانی چه کند نام و نشان را

جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق

چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان را

به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو

همه رختم ستدی تو چه دهم باج ستان را

ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان

دل من شد سبک ای جان بده آن رطل گران را

منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را

منگر جور و جفا را بنگر صد نگران را

غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن

هم از این خوب طلب کن فرج و امن و امان را

«مولوی»

۱+
اشتراک گذاری :
برچسب ها