252 بازدید آذر, ۱۳۹۷ مناسبتی

یازدهم آذر سالروز درگذشت مجاهدی از خطه‌ی شمال است، میرزا کوچک‌خان جنگلی که با اندیشه اسلامی و ضد استعماری، به مبارزه با نفوذ قدرت‌های خارجی و حکومت استبدادی وقت پرداخت.

تاریخ ایران همواره سرشار از مجاهدت غیورمردانی است که برای دفاع از مام وطن با دلاوری‌های بسیار به مبارزه با استعمارگران و حاکمان مستبد پرداخته‌اند، بزرگانی چون میرزا یونس مشهور به میرزا کوچک‌خان جنگلی که «سردار جنبش جنگل» شهرت یافت.

وی در ۱۲۵۹ هجری خورشیدی در محله استاد سرای رشت دیده به جهان گشود و از همان اوان کودکی به خواسته پدر برای تحصیل علوم دینی راهی مدرسه مذهبی شد و پس از پایان تحصیلات به گروه آزاد‌ی‌خواهان پیوست، میرزا یونس در دوره‌ای زندگی می‌کرد که آزادی‌خواهان به دلیل ظلم و ستم محمدعلی شاه قاجار و منفعت‌طلبی‌های وی به مخالفت با او پرداختند.

البته در این زمان به دلیل وقوع جنگ جهانی اول، ارتش انگلیس از یک طرف و نیروهای عثمانی از طرف دیگر وارد ایران شدند و با زیر پا گذاشتن همه قوانین بین‌المللی در خاک کشور پیشروی کردند. دولت وقت به خاطر ضعف و نداشتن نیروهای کارآمد، قادر به جلوگیری از این امر نبود. به گونه‌ای که ارتش روسیه در گیلان و آذربایجان دست به چپاول زد و قدرت نظامی کشور زیر نظر افسران روس قرار گرفت، در چنین شرایطی میرزا یونس مقدمه تشکیل نهضت جنگل را فراهم کرد تا بتواند کشتی توفان زده‌ی کشور را به ساحل نجات برساند.

میرزا کوچک‌خان با ایده‌ی مبارزه نوعی وظیفه است، کار خود را آغاز کرد. او به همراه آزادی‌خواهان، مجمع روحانیون را تشکیل داد و فنون جنگی و نظامی را به یاران خود آموخت. وی پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی از طرف محمدعلی شاه قاجار با توطئه روس‌ها و کشتار گسترده آزادی‌خواهان، در صدر گروهی برای فتح تهران و براندازی حکومت محمدعلی شاه قاجار راهی تهران شد اما با مشاهده انحراف برخی از مشروطه‌خواهان به رشت بازگشت و در آن‌جا مبارزه خود را علیه نفوذ قدرت‌های خارجی آغاز کرد.

وی در نخستین گام سازمان اداری و نظامی گسترده «کمیته ی اتحاد اسلام» را در ۱۲۹۴ هجری خورشیدی تشکیل داد و توانست بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، کجور و تنکابن را زیر نفوذ خویش درآورد.

پس از آن‌که زمینه مبارزه آشکار میرزا یونس و همفکرانش با عوامل استعمار و استبداد فراهم شد، آنان با صدور بیانیه‌ای فعالیت این کمیته را در کسما منطقه‌ای در بخش مرکزی شهرستان صومعه‌سرا آغاز کردند و این گونه تعداد زیادی به این گروه پیوستند، با گسترده‌شدن اعضای گروه اتحاد اسلام، نام آن به «نهضت جنگل» تغییر کرد.

دولتمردان روسی با مشاهده پیشرفت این گروه در رشت، همه تلاش خود را برای نابودی جنبش جنگل به کار بستند اما آنان در مبارزه با غیورمردان نهضت جنگل با شکست رو به رو و ناچار شدند پیام صلحی مبنی بر تسلیم نیروهای مسلح خویش به دولت وقت بفرستند تا بتوانند از نفوذ این جنبش بکاهند اما میرزا کوچک‌خان جنگلی از پذیرش این پیام سر باز زد.

بنابراین دولت وقت با دخالت نیروهای انگلیسی مامور سرکوب نهضت جنگل شد و پس از درگیری های بسیار میان نیروهای انگلیس و قزاق با نهضت جنگل، رشت به تصرف کامل نیروهای انگلیسی درآمد و این گونه قرارداد صلحی با این جنبش امضا شد.

اما این قرارداد به درگیری‌ها پایان نداد، چنان که نهضت جنگل بردامنه مبارزه ی خود افزود، در این میان روسیه ارتش سرخ را برای سرکوب این نهضت وارد بندر انزلی کرد. میرزا کوچک‌خان که همواره منفعت کشور را در خطر می‌دید با مشاهده حضور ارتش سرخ در ایران به توافقی سطحی تن داد اما این ارتش با تبلیغ علیه میرزا کوچک‌خان این توافق را زیر پا گذاشت، بنابراین میرزا یونس رشت را به همراه یارانش ترک کرد.

احمدشاه قاجار نیز با مشاهده حضور ارتش سرخ روسیه در انزلی، به رضاخان سردار سپه فرمان داد تا برای سرکوبی این ارتش راهی رشت شوند اما پس از چند برخورد سنگین در نتیجه با گفت‌و‌گوهایی توانستند این ارتش را برای ترک خاک رشت متقاعد سازند. در این زمان با توجه به بازداشت و کشته‌شدن بسیاری از یاران میرزا کوچک‌خان و بالا گرفتن اختلاف‌ها میان اعضای گروه جنگل، این نهضت بسیار ضعیف شد. چنان‌که یاران میرزا یونس چون خالو قربان به وی خیانت کردند و برای رسیدن به هدف‌های خود، به طراحی کودتای بازداشت و قتل میرزا کوچک‌خان پرداختند اما این بزرگمرد با ذکاوت از نقشه آن‌ها آگاه شد و به جنگل رفت. در این هنگامه خالو قربان و همراهان وی نیز دستگیر شدند.

این مجاهد نستوه تا آخرین نفس برای رسیدن به آزادی و استقلال، دست از مبارزه نکشید تا آن هنگام که در یازدهم آذر ۱۳۰۰ هجری خورشیدی به مقام والای شهادت نایل آمد و برای همیشه با مبارزه‌های بی امان خویش نام و یاد خود را در میان دیگر بزرگان مجاهد جاودانه کرد.

مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان و فرهنگیان گیلان در مصلّای رشت درباره شخصیت میرزا کوچک‌خان جنگلی فرمودند: «میرزا کوچک، مرد تنهایی بود که به دو قدرت بزرگ آن روز دنیا یعنی روس‌ها و انگلیسی‌ها یک «نه»ی بزرگ گفت. نه با روس‌ها ساخت، نه با انگلیسی‌ها؛ اما در کنار او کسانی بودند که می خواستند با دستگاه حکومتِ آن روز بعد هم با رضاخان که تازه می خواست سرِ کار بیاید مبارزه کنند، اما به روس‌ها پناه می‌بردند؛ به باکو رفتند و بند و بست های شان را کردند و به ایران برگشتند و سرسپرده آن‌ها شدند. اما میرزا کوچک‌خان قبول نکرد و حاضر نشد سازش کند؛ او، هم با انگلیسی‌ها جنگید، هم با قزّاق‌های روس جنگید، هم با لشکر رضاخانی و قبل از رضاخان، آن کسانی که بودند، مبارزه کرد؛ با احسان اللَّه خان و دیگران هم کنار نیامد.

ایشان در ادامه بیان داشتند: وقتی جوان گیلانی سرِ قبر میرزا کوچک‌خان می‌رود و می‌بیند این مرد تنها، این مرد باایمان و باصفا، اگرچه در وسط جنگل‌های گیلان در مظلومیت مُرد، اما شخصیت خودش را در تاریخ ایران تثبیت کرد؛ مُرد، اما یک مشعل شد. ما در دوران مبارزه خودمان، هر وقت نام میرزاکوچک‌خان را به یاد می‌آوردیم و شرح حال او را می‌خواندیم، نیرو می‌گرفتیم، او از همت و اراده و شخصیت و هویّت خود خرج کرد، برای این که به یک نسل هویّت و شخصیت و نیرو و اراده ببخشد این بسیار ارزش دارد امثال او تعدادی بودند که در غربت مبارزه کردند، در غربت هم مُردند؛ اما می‌بینید که امروز غریب نیستند. جریان تاریخ، جریان عجیبی است، نگذاشت و نخواهد گذاشت شیخ فضل‌اللَّه ها و میرزاکوچک‌خان‌ها و خیابانی‌ها و امثال این‌ها، همچنان که غریب مُردند، غریب بمانند. دشمنان می‌خواهند این مفاخر را از دست جوان ایرانی بگیرند.»(۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۰)

منبع:تسنیم

 

۰
اشتراک گذاری :
برچسب ها