120 بازدید خرداد, ۱۳۹۸ تلنگر, روشنگری, شبهات, قرآن و عترت

قرآن بیش از هر قوم و گروهی، اهل کتاب را زیر سوال برده است؛ چرا که هم اصلی ترین موانع سر راه دین از صدر اسلام تا ظهور امام زمان(عج) آنهایند، هم شرک و کفر آن ها آگاهانه است و هم به خاطر قرار گرفتن در لباس دین، اثر منفی بیشتری در تقابل با دین دارند. آن ها به همه امت ها یاد دادند که برای این که دین خدا را نپذیرند برای خود دینی بسازند و به خدا نسبت دهند؛ یعنی اگر آیین های انحرافی از نوع یهود، مسیحیت و زرتشت ساخته نمی شدند، بهانه ای برای عبور از دین، آن هم با نام دین وجود نداشت.

آن چه اهل کتاب در آن کوتاهی آگاهانه ای داشتند و اصلی ترین ستم آن ها به دین محسوب می شود، کوتاهی در بیان حقایق دین و پیامبر آخرالزمان برای مردم از روی کتاب های خودشان بود (که این بیان حقایق طبق آیه ۱۸۷ سوره آل عمران، میثاقی است که خداوند از اهل کتاب گرفته است: وَ اِذ اَخَذَاللهُ میثاقَ الذینَ اوتوا الکِتابَ لَتُبَیِّنُنَّه لِلنّاس و لاتَکتُمونَه). هم چنین آن چه باعث شد یهود و مسیحیت به انحراف برود، اندیشه ماتریالیستی یا مادی گرایی یا دنیا خواهی آن ها بود. آن ها دین را به دنیا فروختند؛ یعنی بی نهایت را با هیچ معامله کردند. (وَاشتَرَوا بِه ثَمَناً قَلیلاً: ۱۸۷ آل عمران)

وفای یار به دنیا و دین مده سعدی
دریغ باشد یوسف به هر چه بفروشی

بنابراین ما هم وقتی می خواهیم چیزی بفروشیم یا از دست بدهیم، باید در قبالش به این نکته توجه کنیم که با بهای آن، چه چیزی را می‌خواهیم بخریم یا به دست آوریم. آیا آن چه می فروشیم و آن چه می خریم برابر است؟ یعنی آن چه به دست آوردیم، به آن چه از دست داده ایم می ارزد؟ یکی از ارزشمندترین چیزهایی که به بی ارزش ترین چیزها می‌فروشیم، زمان است.

جوانا ره طاعت امروز گیر
که فردا جوانی نیاید ز پیر

فراغ دلت هست و نیروی تن
چو میدان فراخ است گویی بزن

من این روز را قدر نشناختم
بدانستم اکنون که درباختم

قضا روزگاری ز من درربود
که هر روزی از آن شبی قدر بود

۱+
اشتراک گذاری :
برچسب ها